خرید بک لینک
آرايه هاى ادبى بايد پذيرفت كه آرايه هاى ادبى فراتر از دستور زبان هستند . پارادوكس يك آرايه ى ادبى است كه بررونق سخن مى افزايد اما همين آرايه بر خلاف قواعد دستورى است . چرا كه دستور زبان ، تركيب دو كلمه ى متناقض را نمى پذيرد.ببينيد حافظ ميگويد : اگر از خمر بهشت است و اگر باده ى مست. به قول مرحوم مهدى سهيلى (( حافظ نمى گويد : باده ى مستى افزا )) بلكه مى گويد : ( باده ى مست ) يعنى : ماهيت باده م

برچسب: آرايه,فراتر,دستور,فارسى, نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 23:41

آرايه ى لفظى واج آرايى آرايه ى لفظى ، ادبى واج آرایی چيست ؟ واج در لغت به معناى : حرف ، صوت ، گفتار ، سخن و كلام است و در زبان شناسى فارسى به كوچكترين واحد زبان يا كوچكترين جزء واژگان ؛ واج گويند . هر واژه به وسيله ى واج ها كه كوچكترين واحد آوايى (صوتى ) مجزا محسوب مى شوند ؛ ساخته مى گردد. براى نمونه : واژه يا اسم ( پا ) از دو واج ( پ ) و ( ا ) بوجود آمده است ! واج ها بر دو نوعند : {

برچسب: آرايه,آرايى, نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 23:41

تنوین از مجموعه مقالات ادبى تنوين از نشانههای قيد ساز زبان عربى است و تنها به روى واژگان عربى مى نشيند . مانند : فعلاً . حتماً و... نشاندن اين نشانه بروى واژگان فارسى خطاست ، مانند : (( ناچاراً )) كه مى بايست گفت : (( به ناچار )) و يا : (( خواهشاً )) كه مى بايست گفت : (( خواهش مى كنم )) يا (( گاهاً )) كه مييايست گفت : (( گه گاه )) گروهى حتا پا را از مرز خطا هم فراتر نهاده و

برچسب: تنوين, نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 23:41

اميد ( از مجموعه مقالات سخنى با فرزندانم ) { اگر امید نبود مادری فرزندى نمى زاد و کسی درختی نمی نشاند } " رسول گرامی اسلام . صلی الله علیه و آله و سلم " اميد درى است به سوی سعادت بشرى و تا آینده وجود دارد باید زندگی کرد ! امید غذای روح آدمی است و بر قرارى خود را مديون زنده بودن آدمى نمى داند

برچسب: نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 23:41

از مجموعه مقالات ادبى ( تفاوت صفت و موصوف با مضاف و مضاف اليه ) Www.lalazad.blogfa.com تفاوت میان (صفت و موصوف ) و ( مضاف و مضاف الیه ) چگونه می توان صفت و موصوف را از مضاف و مضاف الیه باز شناخت ؟ صفت و موصوف : صفت کلمه ای است كه خصوصیات ، اندازه و حالت اسم را بیان می کند ! مانند : ( زن زیبا ) كه در اینجا ( زیبا ) ص

برچسب: تفاوت,موصوف, نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 23:41

سادگى بيان . فصاحت و بلاغت كلام يكى از خواص چندگانه ى يك شعر يا يك نثر متعالى در اين است كه به گونه اى سروده و پرداخته شود كه عوام مفهوم آنرا دريابند و خواص بپذيرند . اما چگونه بايد سرود تا جمهور مردم ( يعنى : عوام و خواص ) از درك و هنر آن عاجز نمانند . بنابراين مى بايست دو اصل اساسى در زبان فارسى را در نظر گرفت . ١ _ فصاحت كلام كه عبارت است از : افاده ى منظور يا بیان کردن مقصود با لفظ روشن و

برچسب: سادگى,فصاحت,بلاغت, نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 23:41

وصل كردن حرف ( ع ) به ديگر حروف در ( شعر فارسى ) ﴿ بر دشت روى كرد و چنين گفت عقاب پير اين دشت روزى عرصه ى پيكار بوده است ﴾ ( ن. آزاد ) گروهى صاحبنظر در دانش عروض ، بر اين حقير خرده گرفته اند كه چرا در مصرع اول حرف ( ت ) در فعل ماضى ( گفت ) را به حرف ( ع ) در اسم ( عقاب ) و در مصرع دوم حرف ( ى ) در واژه ى ( روزى ) را به ( ع

برچسب: نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 23:41

رفيق نيمه راه

( مفاعلن . فعلاتن . مفاعلن . فعلاتن )

تو رفتى از بر من چون رفيق نيمه ى راهى

چه مى شود كه به رويم كنى تو نيمه نگاهى

دلم از آتش عشق تو سوخت اى گل خوشبو ؟

كه جرم جان من اين است ، دل نكرده گناهى

تهران ١٣٥٦/١/١ ساعت ٢٤/٠٠ تمام

فضل الله نکولعل آزاد

Www.lalazad.blogfa.com

Www.fazlollahnekoolalazad.blogfa.com

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵ و ساعت 6:9 |

برچسب: رفيق,نيمه, نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 20:21

* نيم نگاه آمد به ناز یک نظر از چشم ما گذشت گويى غریبه بودم و ناآشنا گذشت سرمست از شراب غرور و شراب ناز با غمزه آمد از ره و بى اعتنا گذشت لطفى نكرد تا كه دل از غم رها شود با كبر و ناز و گوشه ى چشمى ز ما گذشت یک لحظه تير ناز نگاهش به دل نشست بس پر غرور آمد و پر ادعا گذشت یک بوسه بر لبش بنهادم ز روی عشق از دیده ريخت اشك غم و بی صدا گذشت موج سرشك در نگهش نقش بسته بود داند خدای عشق که بر من چه

برچسب: نگاه, نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 20:53

*

دل

خوشا آنكس برافروزد دلى را

ز جانش وارهاند مشکلی را

خوشا آنكس كه با سوز دل خويش

بر افروزد چراغ محفلى را

فضل الله نكولعل آزاد

تهران ١٣٦٨/١٢/١٩

Www.lalazad.blogfa.com

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۶ و ساعت 20:49 |

برچسب: نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 20:53

تمامى اشعار اين مجموعه تقديم به صدر نشين بارگاه ذهن و انديشه ام ؛ پدر خداجويم و پيشكش به خواهر خداپرستم كه هر دو در ميانسالى دار فانى را وداع گفتند و به ديار باقى شتافتند! روحشان شاد باد. ( ن.آزاد ) الفاظ الفاظ من از سينه برون آيد و بس بر دل در مهر و عشق بگشايد و بس اين

برچسب: ازلی, نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 20:53

گفتگو با : فضل الله نکولعل آزاد ( ن. آزاد ) شاعر و نویسنده [ بخش ادبی روزنامه ی کار و کارگر ] گفتگو از : کوروش شرفشاهی ( زمستان ۱۳۸۲ ) از خودتان بگویید ! در سال ١٣٤٠ در شهر تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمدم . نوشتن را به سال ١٣٥٣ در سن سیزده سالگی با بانو ، احترام السادات برومند مجری برنامه های کودک و نوجوانان [ که خدا انشا

برچسب: گفتگو,الله,نکولعل,آزاد,نآزاد,شاعر,نویسنده, نویسنده: آبتین جلالی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 20:53

صفحه بندی